محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4161
تاريخ الطبرى ( فارسي )
امان براى خودت و همراهانت . و اگر اين دعوت مرا سبك گيرى ، پيمان و عهدهء خدا و عهدهء امير مؤمنان و عهدهء امير خالد به گردن من كه اگر يك تير بيندازى پس از آن امانت ندهم و اگر هزار امان براى تو مقررى شود بدان عمل نكنم . » گويد : پس هيثم به اتكاى امانى كه اسد داده بود به نزد وى آمد كه امينش داشت و با وى سوى سمرقند رفت . اسد دو مقرريشان داد و آنها را بر اسبانى كه همراه داشت برداشت . از بخارا آذوقه برداشت و از گوسفندان كردان بسيار همراه برد كه ميان آنها تقسيم كرد آنگاه سوى ورغسر رفت كه آب سمرقند از آنجاست و رود را ببست و از سمرقند بگردانيد . گويد : و چنان بود كه اسد با دست خويش سنگ مىآورد و در بند جاى مىداد . گويد : پس از آن از سمرقند برفت و در بلخ منزل گرفت . بعضيها پنداشتهاند آنچه دربارهء اسد و ياران حارث ياد كردم به سال صد و هيجدهم بود . در اين سال خالد بن عبد الملك سالار حج بود . و هم در اين سال عامل مدينه و مكه و طايف محمد بن هشام بن اسماعيل بود . عامل عراق و مشرق خالد بن عبد الله بود . عامل ارمينيه و آذربيجان مروان بن محمد بود . وفات فاطمه دختر على و نيز سكينه دختر حسين بن على در اين سال رخ داد . در همين سال اسد بن عبد الله گروهى از دعوتگران بنى عباس را در خراسان گرفت كه بعضى را كشت و بعضى را اعضاء بريد و بعضى را به زندان كرد ، از جمله كسانى كه گرفت ، سليمان بن كثير بود و مالك بن هيثم و موسى بن كعب و لاهز بن قريظ